منو نشوندین وسط، استکان عرق رو دادین دستم که بطری بازی؟ باشه میگم «جیم» چطور بود. منو از سر بریدی میترسونی برو از خدا بترس(خنده جمع). من Truth رو انتخاب می‌کنم. مستی و راستی. باشه بهتون میگم (با دقت و وسواس مگنا اولترا را به قطرات عرق آغشته می‌کند پاهایش را جمع می‌کند با کبریت سیگار را روشن می‌کند. موقع روشن کردن سیگار همیشه اخم می‌کند و ابروهای اش به هم گره می‌خورند) «جیم» دوست داشتنی بود، اذیت شده بود، دست خودش نبود، به خودش دروغ می‌گفت نه به من، نه به بقیه، به خودش. کسی که به خودش دروغ بگه کسی که خودش رو نشناسه آخر سر به بقیه هم دروغ میگه میفهمین حرفمو؟ اصلا یک ضرب المثل چینی هست میگه خودت رو بشناس، دشمن ات رو بشناس، هزار بار خواهی جنگید و شکست نخواهی خورد. «جیم» نه خودش را می‌شناخت نه دوستش رو؛ چه برسه به دشمنش. میجنگید و شکست میخورد و دوباره بلند می‌شد. این اش رو من دوست داشتم. زخم خورده بود، جای زخم زیاد داشت. اینجاش کلا کاردی بود(آستین‌هایش را بالا میزند و ساعد اش را به جمع نشان می‌دهد) منم کاری از دستم بر نمیومد. گیج و گول بودم. با هم حرف میزدیم ولی صدای همو نمی‌شنیدیم، جفتمون فوکوس نبودیم. «جیم» دون ژوان پسند بود از آغوشی به آغوشی، حالت پرتاب شدگی داشت، تا حالا شده پرت شی یه جای جدید؟ نه حرف آدم‌ها رو بفهمی، نه موقعیتت رو درک کنی، یهو از خودت بپرسی من اینجا چه غلطی میکنم؟ راستی خود من اینجا چه غلطی میکنم؟ وسط عرق و چیپس و بطری بازی؟ دون ژوان سبک بازی اش چیه؟ میگم بهتون. کمین و حمله. کمین واسه کی؟ حالا بگذریم دون ژوان خودش لوزره. یه لوز مخفی؛ ولی کلا سبک کار اینه: آدم‌ها رو نشون می‌کنی و موقع بحران روحی و عاطفی میری سراغ طعمه ات. باید جزئیات رو بلد باشی. الان مثلا جزئیات این اتاق چیه؟ مثلا همون ترک خوردگی روی دیوار. تا حالا دیده بودین اش؟(همه سر برمی‌گردانند و ترک خوردگی را نگاه می‌کنند). شاعر هم میگه مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من، «جیم» از تو ترک خورده بود، می‌شد بند زد ترک اش رو، می‌شد یه ذره فشارش داد تا کلا خورد و خاک شیر شه. همچین چیزی بود. حالا وسط بطری بازی این سوال بود پرسیدید و من باید جواب بدم. راستش صداقت ات خیلی وقت‌ها بدترین چیز دنیا است و بعضی وقت ها مست مست هم باشی خیلی حرف‌ها از گلوی ادم پایین نمیره مثل همین عرق سگی وسط سفره که به ضرب و زور چیپس و ماست موسر و تکدانه سر می‌کشیم بالا. من که میگم بی خیال این حرفا شیم به جای این کارا یه دست ورق بزنیم. چطوره؟ موافق اید؟