امروز سالگمرگ صمد بهرنگی است، اگر زنده می‌ماند الان  هشتاد ساله بود ولی دقیقا پنجاه سال پیش جامعه ایران این نویسنده و فعال اجتماعی بی‌نظیر را از دست داد.

هر وقت یادم می‌افتد که صمد فقط  بیست و نه سال زندگی کرد و چنان زندگی تأثیر گذار و پر باری داشته، حسابی حسودی‌‌ام می‎‌شود که در چهارمین دهه زندگی هنوز در جستجوی نقطه آغازش هستم!

خیلی‌ها دنباله رو صمد بودند و یا خواستند جا در پایش بگذارند، برخی فرزندان خلفش شدند و برخی هم کاریکاتوری مضحک!

همین چند روز پیش بود که گاردین رپورتاژ آگهی ای منتشر کرد از آخوندی سرگردان در دهات‌های ایران که به دنبال رفع و رجوع مشکلات اهالی و آموزش کودکان بود و نه مثلا موعظه و دعوت به دینداری!

چند سال پیش نویسنده خجسته و اصلاح طلبی متنی نوشت در حمله به صمد بهرنگی با این مضمون که هرگز نخواهم گذاشت فرزندم کتاب های این مردک تروریست و ترویجگر خشونت که بی‌جهت اسطوره شده است را بخواند!

اصلاح طلب ما  ابداً درک نکرده بود قضیه صمد را!

صمد بهرنگی را باید در نوجوانی کشف کرد نه اینکه پدر و مادرت کتابش را کادو پیچ به تو هدیه بدهند.

یک حکم بحث برانگیز بدهم: بچه ای که بدون زحمت و به زور پدر مادر کتاب صمد را بخواند هیچ چیزی نمی‌شود!

داستان‌های صمد بهرنگی تجویزی و تزریقی به کودکان و نوجوانان نیست. باید خودت عصر یک تابستان کشدار در میان قفسه‌های خاک خورده آخرین کتابفروشی شهرت کتاب مجموعه داستان‌هایش را به طور اتفاقی پیدا کنی و از سر کنجکاوی کتاب را باز کنی تا به مرور عاشق داستان‌ها و منش و روش صمد شوی!

باید صمد را کشف کنی تا بفهمی که باید به راه افتاد تا بدانی دنیا بزرگتر از زندگی محقر و احمقانه اطرافیانت است، وقتی که راه افتادی، ترست هم خواهد ریخت.

ولی بگذار پدر و مادرها، خاصه اصلاح طلبان استمرار طلب از داستان‌های صمد وحشت کنند و بر خود بلرزند: « بيشتر قصه ها بيانيه هايى هستن براى شستشوى مغزى بچه ها .براى دور كردنشون از دنياى خوشگل كودكى. براى آموزش يك ايدئولوژى خاص در فضاى كودكانه. قصه ها پر هستن از ترويج نفرت و خشونت و حتى ترور.امكان نداره كه بذارم دنياى پاك و سالم بچه ام كثيف بشه با شنيدن اين قصه ها»

کودکان اما در زمان مناسب، خودشان دنیای دروغین پاک و سالم را پس خواهند زد و صمد و دنیای صمد را کشف خواهند کرد!