ماهیت جامعهشناسی
ماهیت اصلی جامعهشناسی آکادمیک به مثابه یک علم بورژوایی چیست؟ طبیعتا حفظ تعادل در جامعه: « خیر الامور اوسطها». بارها جامعهشناسان را دیده ام که نسبت به مظاهر اختلاف طبقاتی هشدار داده اند: "جوانی که پول تاکسی ندارد و در اتوبوس ماشین دویست میلیونی از کنارش میگذرد." جامعه شناسان نگران اختلاف طبقاتی نیستند نگران احساس تنفر مردم از اختلاف طبقاتی که به شورش شهری منجر میشود، هستند. وظیفه جامعهشناس خوب چیست؟ حفظ وضع موجود از طریق تجویز مُسکن برای جامعه. مارکس در کتاب کاپیتال با بالا بردن سطح انتزاع، ماهیت سرمایه را از جزء به کل بررسی میکند. این بررسی به یک قانون نیوتنی هم شباهت دارد: اگر به جسم در حالِ حرکتی نیرویی وارد نشود جسم تا بی نهایت به حرکت خود ادامه میدهد...اگر جامعه هم در برابر حرکت سرمایه نایستد، سوداگری تمامی بنیانهای جامعه را نابود میکند. شکل ناب سرمایه وجود ندارد ولی در سرمایه داری متاخر که به اسم نئولیبرالیسم شناخته میشود به حد نهایی نزدیکتر شده ایم. بنابراین ترسیم فضای کلی جامعهشناسی آکادمیک ایران چندان دشوار نیست: تدبیر و اعتدال! در چنین چارچوبی است که اباذری جزوه 120 صفحه ای در نقد غنی نژاد و نئولیبرالیسم منتشر میکند، در چنین فضایی است که هر تفکر رادیکال تخطئه شده و به حاشیه رانده میشود. از منظر جامعه شناس آکادمیک اصلاحطلب، دانشجوی خوب کسی است که کمی هم سیاسی باشد، در انجمن اسلامی رفت و آمد داشته باشد، به ظریف عشق بورزد، برای تغییر مدیر دانشگاه از اصولگرا به اصلاح طلب امضا جمع کند، موقع انتخابات شد خوب پادویی کند و حتی نسبت به کیفیت نامطلوب غذا هم معترض باشد. ولی بیایید دانشجوی بد و تخس باشیم: حلقه مطالعاتی خودمان را تشکیل دهیم، نشریات تحلیلی خودمان را راه بیندازیم، افق فکری مان را گسترده تر کنیم بیایید به این بیندیشیم که تحصیل رایگان حق همه است ، پیش از آنکه به کیفیت بد خوابگاه معترض باشیم باید به این اعتراض کنیم که دانشجوی شبانه هم باید خوابگاه داشته باشد. پیش از آنکه به تغییر رئیس دانشگاه از اصولگرا به اصلاح طلب فکر کنیم به این بیاندیشیم که دانشجویان باید حق داشته باشند که خود رئیس دانشگاه را انتخاب کنند. دانشجوی بد میداند که به زودی به ارتش ذخیره بیکاران خواهد پیوست، او از مظاهر اختلاف طبقاتی نگران نیست از ماشین سرکوب دولتی که او را له خواهد کرد هراسان است، از تضعیف قدرت سیاسی و اجتماعی نیروی کار چه در دوره احمدی نژاد و چه در دوره دولت اعتدال روحانی.
"در شهری که من زندگی می کنم تمام کالاهای اساسی با کاف شروع می شود و من کفم می برد از این همه کاف،گاهی وقت ها هم کفری می شوم"